ادب فارسی

معنی واژگان


انبوه:پر              غرّش:فریاد                       موذیانه:آزار دهنده   

 

                  نجوا:آوا         باد در گلو انداختن:مغرور شدن


 


دانش های زبانی و ادبی


نکتۀ اوّل


به این جمله ها توجه نمایید و دربارهٔ آنها گفت وگو کنید.


 من فردا نامه را خواهم نوشت.


 تو فردا نامه را خواهی نوشت.


 او فردا نامه را خواهد نوشت.


 ما فردا نامه را خواهیم نوشت.


 شما فردا نامه را خواهید نوشت.


 آنها فردا نامه را خواهند نوشت.


چنان که می بینید جملات بالا مربوط به زمان آینده یا مستقبل است. به شش ساخت

زمان آینده توجه کنید.

                        شش ساخت زمان آینده
مفردجمع
خواهم نوشتخواهیم نوشت
خواهی نوشتخواهید نوشت
خواهد نوشتخواهند نوشت


آیا می توانید بن فعل و شناسه فعل آینده را بگویید؟


نکتۀ دوم


در داستانی که خواندیم، شخصیّت های اصلی، آدم آهنی و شاپرک بودند. آیا مقصود

نویسندهٔ داستان از آدم آهنی فقط همان آدم آهنی نمایشگاه بوده و مقصود از شاپرک

همان شاپرکی که بر درخت بلوط لانه داشته است؟


در داستان، دریافتید که آدم آهنی، ابتدا احساس نداشت. تنها همان چیزهایی را می گفت

 

که از قبل برای او برنامه ریزی شده بود. مشابه آدم آهنی، آدم هایی را می شناسیم که

 

احساس و عاطفه ندارند و مثل آدم آهنی رفتار می کنند. در همین داستان، شاپرک،

مهربان است و با عاطفه، آدم آهنی را «تروم عزیز » خطاب می کند.

 

او را دوست دارد و نوازش می کند. مثل شاپرک، انسان های مهربانی در اطراف ما

 

هستند.داستان نویسان، با استفاده از تخیّل و آوردن شخصیّت های غیر انسان، ذهن ما

 

را وا می دارند تا شبیه آنها را در جامعه و اطراف خود پیدا کنیم.این گونه داستان ها

 

را «داستان های رمزی و نمادین » می گویند.

 

نکته زبانی سوم

 

راه تشخیص ترکیب اضافی از ترکیب وصفی فارسی 

راه تشخيص مضاف اليه : 

  در يك تركيب اضافي

  الف )  مضاف « ي نكره » نمي پذيرد       كتاب ادبيات  #   كتابي ادبيات  (نادرست )

 

  ب  ) مضاف اليه « تر »  نمي پذيرد          كتاب ادبيات تر  : (  نادرست )


راه های تشخیص صفت از مضاف الیه:

 


1. اگر میان موصوف و صفت «ی» - که نشانه ی یکی بودن است- بیاوریم،

 

ساختمان موصوف و صفت معنای خود را ازدست نمی دهد:


توپِ بزرگ


توپی بزرگ


امّا اگر میان مضاف و مضاف الیه «ی» بیاوریم چیزی بی معنی به دست می آید:


توپِ مجید


توپی مجید


2. اگر از میان موصوف و صفت، کسره را برداریم و «است» یا یک فعل ربطی

 

دیگر به آخر آنها بیفزاییم جمله ای معنی دار به دست می آید که در آن موصوف به

 

نهاد و صفت به مسند تبدیل می شود.


توپِ بزرگ


توپ، بزرگ است.

 


 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۹ توسط محمد سلطانی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر