معنی کلمات درس یاد حسین فارسی هشتم
- آل نبی: فرزندان پیامبر اصغر: کوچک تر اکبر: بزرگ تر
- بحر: دریا بر: خشکی، بیابان تف: حرارت و گرما
- حیدر: لقب حضرت علی علیه السلام خامه: قلم
- خسرو: پادشاه دوات: جوهر دان، مرکب دان دیده تر: چشم اشکبار
- رقم کرد: نوشت سخنور: شاعر شط: رود بزرگ
- عطشان: تشنه غرقه: در آب فرو رفته، غرق شده فتد: افتد
- فدایی: نام شاعر و تخلص شعری است فرات: رودی در عراق
- کام: دهان، قسمتی از دهان کلک: قلم
- کوثر: حوضی در بهشت محشر: جای گرد آمدن مردم در روز قیامت
- مکرر: پیوسته، مداوم یاور: یار، همدم
معنی شعر یاد حسین علیه السلام
شد چنان از تَف دل کام سخنور تشنه که ردیف سخنش آمده یک سر تشنه
- از شدت گرمای دل چنان دهان شاعرتشنه گشت که تمام ردیف شعرش کلمه ی تشنه شد.
- آرایه ادبی: تناسب (دل و سر)
خشک گردیدهم از دود دل و دیده دوات خامه با سوز رقم کرد به دفتر تشنه
- از شدّت غم دل و اندوه فراوان، دوات خشک شد، قلم به جای جوهر با
- اشک و آه خود، تشنگی را بر دفترنوشت .
- آرایه ادبی: تناسب (دیده و دل / خامه و دوات)، تشخیص (خامه با سوز رقم کرد)
آه و افسوس از آن روز که در دشت بلا بود آن خسرو بی لشکر و یاور تشنه
افسوس از آن روز که در کربلا، آن پادشاه ( امام حسین ع ) بدون لشکر و بدون یار و یاور تشنه بود.
با لب خشک و دل سوخته و دیده ی تر غرقه ی بحر بلا بود در آن بر تشنه
- با لبانی خشک و دلی سوخته و چشمانی اشکبار در آن بیابان در حالی که
- دچار مصیبت های زیادی شده بود لب تشنه بود.
- آرایه ادبی: مراعات نظیر (لب، دل و دیده / خشک، سوخته و تر)، تضاد
- (تر و خشک، بر و بحر)، جناس (بر و بحر)
همچو ماهی که فتد زآب برون، آل نبی می تپیدی دلشان ، سوخته در بر تشنه
- مانند ماهی که از آب بیرون می افتد اهل بیت پیامبر دلشان از شدت
- تشنگی در سینه می سوخت و می تپید.
- آرایه ادبی: تشبیه (مشبه: دل آل نبی، مشبه به: ماهی از آب بیرون
- افتاده وجه تشبیه: مضطرب و بی قرار بودن ادات تشبیه: همچو ، تناسب
- (ماهی و آب / آب و تشنه)
آل احمد همه عطشان ز بزرگ وکوچک نسل حیدر همه از اکبر و اصغر تشنه
- خاندان پیامبر(ص) و فرزندان حضرت علی(ع) از بزرگ تا کوچک
- همگی تشنه لب بودند.
- آرایه ادبی: تضاد (بزرگ و کوچک)، مراعات نظیر (احمد، حیدر، اصغر، اکبر)
تشنه لب کشته شود در لب شط از چه گناه ؟ آن که سیراب کند در لب کوثر تشنه؟
- آن کسی که در بهشت همه تشنگان را سیراب می کند به کدامین گناه باید
- در کنار آب فرات در حالی که تشنه است ،کشته شود؟
- آرایه ادبی: تضاد (بزرگ و کوچک)، مراعات نظیر (احمد، حیدر، اکبر، اصغر)
برد عباس جوان، ره چو سوی آب فرات ماند بر یاد حسین (ع) تا صف محشر تشنه
- وقتی که عباس جوان به آب فرات رسید به یاد تشنگی امام حسین (ع)تا قیامت تشنه ماند.
گشت ازکلک فدایی چو دلش دود بلند بر ورق کرد رقم بس که مکرر تشنه
- از قلم فدایی مانند دلش آه بلند شد که پی در پی بر روی کاغذ کلمه تشنه را نوشت.
- آرایه ادبی: تناسب (کلک و ورق)
نکته ادبی
ردیف
همانطور که سال قبل خواندیم ،
ردیف یک یا چند کلمه( اسم - صفت - فعل-حرف یا یک عبارت)
است که در آخر مصراع ها عیناً تکرار شود؛ مانند «تشنه» و «توام آمد به یاد»
در این بیتها:
شد چنان از تف دل کام سخنور تشنه که ردیف سخنش آمده یک سر تشنه
لاله دیدم ، روی زیبای توام آمد به یاد شعله دیدم ، سرکشیهای توام آمد به یاد
مسلمانان مرا وقتی دلی بود که با وی گفتمی گر مشکلی بود
به گردابی چو می افتادم ازغم به تدبیرش امید ساحلی بود
توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود
کلمات دانا و برنا قافیه هستند اما فعل بود که عینا بعداز قافیه آمده ردیف این بیت شعرمی باشد.
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید داستان غم پنهانی من گوش کنید
کلمات پریشانی و پنهانی قافیه هستند. و عبارت من گوش کنید ردیف شعر هستند.
بلندی از آن یافت کاو پست شد در نیستی کوفت تا هست شد
کلمات پست و هست قافیه بیت و فعل شد که عینا تکرار شده ردیف شعر هستند.
نکته:
یک شعر یا یک بیت می تواند ردیف نداشته باشد .
کاربرد هنری ردیف سبب زیبایی گیرایی و گوش نوازی و
افزایش موسیقی شعر می گردد.
پس ردیف به کلمه هایی گفته می شود که از نظر خواندن ،نوشتن ومعنی ،یکسان
باشند وعینا در آخر مصراع ها یا بیت بعد از قافیه تکرار بشوند .